گروه آماری دانش گستر

گروه آماری دانش گستر

جزئیات وبلاگ

image

ارتباط علی-معلولی (causal relationship)

ارتباط علی-معلولی (causal relationship)

برای پی بردن به ارتباط علت و معلول چهار شرایط باید برقرار باشد: (1) علت و معلول باید در زمانی نزدیک به هم رخ دهند (مجاورت)؛ (2) علت باید قبل از معلول رخ دهد؛ و (3) معلول هرگز نباید بدون حضور علت رخ دهد. این شرایط اشاره می کند که علیت می تواند از طریق شواهد تاییدی استنباط شود: علیت با درجه بالایی از همبستگی بین رویدادهای مجاور معادل است؛ (4) برای جلوگیری از اثر متغیرهای مداخله گر، معلول باید حاضر باشد، وقتی علت حاضر است، و این که وقتی علت غایب است، معلول نیز باید غایب باشد. در واقع، تنها روش استنباط رابطه بین علت و معلول از طریق مقایسه دو موقعیت کنترل شده است: در یکی علت حاضر است و در دیگری علت غایب است. این همان چیزی است که روش تجربی برای انجام آن تلاش می کند: امکان مقایسه موقعیت هایی (معمولاً تدبیرها یا شرایط ها نامیده می شود) که در یک از این موقعیت ها علت پیشنهادی حاضر و در دیگری غایب است.

به عنوان یک نمونه ساده، ممکن است بخواهیم ببینیم تشویق مثبت چه اثری بر یادگیری آمار دارد. بنابراین، ممکن است به صورت تصادفی  تعدادی از دانشجویان را به سه گروه متفاوت تقسیم کنیم که من شیوه آموزشم در این گروه ها را در سمینارهای دوره آموزشی تغییر می دهم:

گروه 1 (تقویت مثبت): در طول سمینارها، همه دانشجویان این گروه را بر اساس سختی کار و موفقیت آنها تحسین می کنم. حتی هنگامی که آنها اشتباهاتی را انجام می دهند، من حامی آنها هستم و جملاتی مثل «خیلی به پاسخ درست نزدیک بود»، « در حال قرار گرفتن در یک مسیر خوب هستید»، می گویم و به آنها یک شکلات خوشمزه می دهم.

گروه 2 (تقویت منفی): در سمینارهای این گروه، از دشنام های بی رحمانه برای همه دانشجویان، حتی در هنگام دادن پاسخ صحیح، استفاده می کنم. همکاری های آنها را ناچیز می شمارم و به هر چیزی بی اعتنا هستم که آنها می گویند. به دانشجویان می گویم که آنها نادان و بی ارزش هستند و نباید اصلاً در حال گذراندن این دوره آموزشی باشند.

گروه 3 (بدون تقویت): دانشجویان نه تشویق و نه تنبیه می شوند و به آنها هیچ بازخوردی اصلاً نمی دهم.

روش آموزش (تقویت مثبت، تقویت منفی یا بدون تقویت) چیزی است که دستکاری کرده ام. همانگونه در ابتدای این فصل دیدیم، این متغیر به عنوان متغیر مستقل شناخته می شود و سه سطح دارد، زیرا در سه روش دستکاری شد (یعنی، تقویت به سه نوع مثبت، منفی، و عدم تقویت تقسیم شده بود). متغیر وابسته مورد نظرم توانایی آماری است، و می توانم این متغیر را با استفاده از یک امتحان آمار بعد از سمینار آخر اندازه گیری کنم. همانگونه که قبلاً دیدیم، این متغیر ملاک متغیر وابسته است، زیرا فرض می کنیم که این نمرات به نوع روش آموزشی مورد استفاده (متغیر مستقل) وابسته خواهند بود. نکته مهم در اینجا وجود گروه «بدون تقویت» است، زیرا این گروهی است که در آن علت پیشنهادی (تقویت) غایب است، و می توانیم نتایج در این گروه را با دو موقعیت دیگر مقایسه کنیم که در این دو موقعیت علت پیشنهادی حاضر است. اگر نمرات آمار در هر یک از گروههای تقویت (علت حاضر است) در مقایسه با گروهی که تقویت نشده بود (علت غایب است) متفاوت باشند، پس این تفاوت ها می توانند به روش تقویت نسبت داده شوند. به عبارت دیگر، نوع تقویت سبب تفاوت در نمرات آمار شد